خرید بک لینک

این مغالطه زمانی رخ می دهد، که به جای بررسی دقیق یک نظریه، و نشان دادن مواضع ضعف و قوت آن نظریه، به نحوی غیر منطقی از آن صرف نظر کرد و آن نظریه را کاذب دانست.

شکل صوری مغالطه ی سنگ چنین است:
(شخص الف می گوید P) + (می توان به طریقی P را نادیده گرفت) پس: (P کاذب است.)

دلیل مغالطی بودن این سنخ از استدلال اینست که از نادیده گرفتن یک نظریه، نمی توان به کذب آن نظریه حکم کرد.

نادیده گرفتن یک نظریه به شکل های مختلفی انجام می پذیرد. مثلا می توان گفت این نظریه، ضاله است. یا این نظریه ی فراماسون هاست و...

اگر کسی می خواهد دچار "مغالطه ی سنگ" نشود بایستی دقیقا نشان دهد کدام گزاره از یک نظریه و به چه دلیل، قابل پذیرش نیست. و دلایل خود را به نحوی روشن برای مخاطبانش توضیح دهد.

مثال 1:
کتاب های دکتر س. مصداق کتاب های ضاله اند و حاوی هیچ مطلب درستی نیستند.
(گوینده با حکم بر ضاله بودن، بدون هیچ بررسی منطقی، محتویات و استدلال های کتاب های دکتر س. را به نحوی نادیده گرفته است).

می گویند دکتر جانسون در رد نظریه ی اسقف بارکلی(بودن مساوی است با مدرکیت)، پایش را به تکه سنگی زد و گفت این رد سخن بارکلی است!
(پ. ن: این حکایت، وجه تسمیه ی مغالطه ی سنگ است).


موضوع : آشنایی با مغالطات

نوشته شده توسط مجتبی طاهری |۱۳۹۶/۰۴/۲۸ 19:30

برچسب: نویسنده: ماهان نجفی تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1396 ساعت: 0:48

صفحه بندی