نام دیگر این مغالطه، "مغالطه ی پروفسورها" ست. زیرا این مغالطه معمولا توسط متخصصان دانشگاهی واقع می شود.
[نام این مغالطه الهام گرفته از شعر انگلیسی زیر است:
I am the master
Of this college
What I don't know
Isn't knowledge!
ترجمه:
من که استاد این دبستانم
آنچه دانستنی ست، می دانم
هر چه در فهم من نمی آید
نام دانش بر او نمی شاید!*
*ترجمه به نظم از: عبدالحسین آذرنگ]
"مغالطه ی استاد دبستان"، زمانی رخ می دهد؛ که یک شخص، تخصص خود در یک رشته ی دانشگاهی را، دلیلی بر صادق بودن سخنش می داند.
شکل صوری "مغالطه ی استاد دبستان" چنین است:
(من در رشته ی M، دارای تخصص هستم) + (من ناظر به حیطه ی M، می گویم که "P") پس: "P" صادق است.
بایستی دقت کرد که بسیاری از گزاره های کاذب در یک رشته، توسط متخصصان آن رشته بیان شده است. لذا صرف استناد به تخصص، برای اثبات صدق یا کذب یک گزاره کفایت نمی کند.
متخصصان یک رشته خاص نیز، بی نیاز از دلیل آوری نیستند؛ و بایستی وقتی ادعایی را مطرح می کنند، بگویند بر اساس کدام دلایل و شواهد به صادق بودن آن ادعا، دست یافته اند.
مثال1:
یکی از پزشکان سنتی معروف:
"من به عنوان کسی که سال ها در فرانسه، پزشکی اصطلاحا مدرن خواندم، به شما می گویم که پزشکی مدرن و سازمان بهداشت جهانی، ابزار دست صهیونیست هاست"!!!
مثال 2:
شخص A خطاب به شخص B:
"نقد شما بر اندیشه های غربی، بسیار احساسی و فاقد دقت های منطقی است"
شخص B در پاسخ شخص A:
"من سال ها درباره ی این اندیشه ها مطالعه کرده ام و نقدهای من به پشتوانه ی سال ها مطالعاتم انجام گرفته، دانشجویان من نزدیک 2000 پایان نامه ی ارشد و دکتری در همین موضوعات نوشته اند".
نوشته شده توسط مجتبی طاهری |۱۳۹۶/۰۴/۲۸ 19:46
برچسب:
نویسنده: ماهان نجفی