نظریه های علمی، فلسفی، اجتماعی و سیاسی در طی زمان آزموده می شوند. اگر این نظریه ها از آزمون های مختلف سر بلند بیرون نیامدند؛ یا بایستی جرح و تعدیل گردند یا به کناری نهاده شوند.
در آزمودن یک نظریه بایستی سه عنصر مهم را از هم جدا کرد:
1. اصول اساسی نظریه
2. تعابیر مختلف از اصول اساسی نظریه
3. عاملان و ابزارهای اجرایی کردن نظریه
اگر نظریه ای در طی زمان و در طول آزمایش های مکرر، موفق عمل نکرد می توان یکی یا هر سه عنصر فوق را در شکست نظریه دخیل دانست.
حال اگر کسی بارها و بارها یک نظریه را آزمود. و هر بار نیز دچار مشکل شد ولی در بررسی مشکل نظریه، عدم موفقیت را صرفا ناشی از عاملان و ابزارها و یا ناشی از تعابیر دانست و هیچ گاه اصول اساسی نظریه را متهم نکرد و زیر سوال نبرد؛ دچار "مغالطه ی متهم نکردن اصول اساسی نظریه" شده است. این مغالطه شکل پیچیده ی "مغالطه ی رها نکردن پیش فرض" است.
مثال1:
نوشته های مارکس هیچ ایرادی ندارد؛ ایراد اساسی متوجه قرائت هایی است که از مارکس، به نام مارکسیسم رواج یافته و نیز متوجه کسانی که در شوروی و چین به اجرای آن پرداختند. اگر نظریات مارکس درست فهمیده و اجرا می شد؛ جهان طعم عدالت و برابری را می چشید.
مثال 2:
ما معتقدیم که پراید یک خودرو پیشرفته است. اما اگر بپرسید که علت تصادفات فراوان این خودرو چیست؟ بایستی عرض کنم که مشکل متوجه این خودرو و سیستم های آن نیست. علت اصلی تصادفات عدم مهارت رانندگان، بدی جاده ها و نامساعد بودن آب و هواست!!!
✍ "محمدمهدی حاتمی؛ درس گفتارهای آشنایی با مهارت های اندیشیدن"
نوشته شده توسط مجتبی طاهری |۱۳۹۶/۰۴/۱۷ 21:6
برچسب:
نویسنده: ماهان نجفی